ریل های زمانم را...
حالا دیگر مطمئنم که کسی مدام ریل های زمان مرا می دزد و کوتاه می کند؛
و همو است شاید که کوپه های خالی مانده ام را پر از کارهای تازه می کند.
اینطور وقت ها خواب و حتی تماشای یک فیلم خوب هم از هوهو چی چی آن قطار رهایت نمی کند.
هیچکس پیراهنش را به نشانه اخطار آتش نمی زند و راه تاریک و تاریک تر خواهد شد.
باید یک آیه الکرسی بخوانم زمان سنج بمبی را که همه قطارم را به هوا خواهد برد فشار دهم و خودم را از قطار بیرون بیندازم.
بی هیچ چمدانی...
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 14:49 توسط سعیده اخوان
|