بار الها جرم ما را در گذار

ما گنه کاریم و تو آمرزگار

تو نکو کاری و ما بد کرده ایم

جرم بی اندازه بی حد کرده ایم

سال ها در فسق و عصیان گشته ایم

آخر از کرده پشیمان گشته ایم

بی گنه نگذشته بر ما ساعتی

با حضور دل نکردیم طاعتی

بر در آمد بنده ای بگریخته

آبروی خود به عصیان ریخته

مغفرت داریم امید از لطف تو

زآنکه خود فرموده ای لاتقنطو

بحر الطاف تو بی پایان بود

ناامید از رحمتت شیطان بود

نفس و شیطان زد کریما راه من

رحمتت باشد شفاعت خواه من

چشم دارم کز گنه پاکم کنی

پیش از آن که اندر لحد خاکم کنی

اندر آندم کز بدن جانم بری

از جهان با نور ایمانم بری